ربيع مىباشد كه در اينمثال بحسب واقع اگرچه اسناد ( انبات ) به ( ربيع ) اسناد به غير ما هو له است ولى به لحاظ اينكه وى قرينهاى بر خلاف ظاهر نياورده بكلامش مجاز نگويند و نظير اينمثال است عبارت [ شفى الطبيب المريض ] كه دهرى بگويد :
و نيز مىتوان گفت به اين قيد اقوال دروغ نيز خالى ميشوند چه آنكه شخص كاذب قرينهاى بر كذب خود نصب نكند همانطوريكه دهرى قرينهاى بر خلاف عقيدهاش قرار ندهد .
و سرّ اينكه مصنّف در متن ذكر اين قيد را به منظور اخراج قول دهرى دانست و اسمى از اقوال كاذبه نبرد اينستكه سكّاكى فائده قيد مزبور را تنها اخراج اقوال كاذبه مىداند نه چيز ديگر ، لذا مصنّف در مقام تعريض به سكّاكى قول دهرى را آورد كنايه از اينكه علاوه بر اقوال كاذبه اين قبيل از اقوال و جملات نيز خارج مىشوند و مؤيّد اين امر كه در اقوال حضرات دهريه قرينه ذكر نمىشود همچون اقوال كاذبين شعرى استكه از صلتان عبدى نقل شده و آن اينست :
اشاب الصّغير الخ :
يعنى : كوچك را جوان نموده و پير را فانى كرده است بازگشتن صبح و رفتن شام .
شاهد در اسناد [ اشاب و افنى ] است به [ كرّ الغداة و مر العشى ] و اين اسناد به لحاظ عدم قرينه بر اراده خلاف ظاهرش بر مجاز حمل نشده است بلكه آن را از قبيل : انبت الرّبيع البقل دانستهاند .
قوله : لكنّ لا تأوّل فيه : زيرا جاهل در اين مثال قرينه صارفهاى كه اسناد انبات به ربيع را معيّن كند كه به غير ما هو له است نصب نكرده .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 275
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧٥