و المفنى فيكون الاسناد الى جذب الليالى بتأوّل بناء على انّه زمان او سبب .
ترجمه
مصنّف گويد :
چنانچه استدلال شده براينكه اسناد [ ميّز ] در قول ابو النّجم يعنى :
ميّز عنه قنزعا عن قنزع الخ .
مجاز است بواسطه عبارت ديگر ابو النّجم كه بدنبال اين بيت گفته : افناه قيل اللّه للشّمس اطلعى .
شارح در ذيل [ كما استدل ] مىگويد :
مقصود اينستكه در هيچ مثال و موردى همچون استدلالى كه در اينجا مىتوان بقول ابو النّجم بر عدم اراده ظاهر كلامش نمود ممكن نيست بتوان استدلال كرد .
سپس مىگويد :
ضمير در [ عنه ] به رأس راجع بوده و مقصود از [ قنزع ] موى جمع شده در اطراف سر مىباشد و مراد از [ جذب الليالى ] گذشتن و اختلاف آنها است و جمله [ ابطئ او اسرعى ] حال است از [ ليالى ] البته با تقدير كلمه [ قول ] بنابراين تقدير عبارت چنين مىشود :
مقولا فيها ابطئ او اسرعى ( يعنى گفته مىشود درباره آن شبها كه كند رويد يا تند بگذريد ) .
و محتمل است امر يعنى [ ابطئ ] و [ اسرعى ] به معناى خبر بوده بدون تقدير [ قول ] حال مىتوانند باشند .
بعدا در ذيل [ مجاز ] مىگويد :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 278
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧٨