تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
متن : و عن الثّانى : منع الحصر فيما ذكر من الاوجه ، فانّ تبادر المعنى من اللّفظ عند اطلاقه دليل على كونه موضوعا له و قد بيّنّا انّ المتبادر هو العموم . ترجمه :

جواب مرحوم مصنّف از دليل دوّم قائلين باشتراك

مصنّف ( ره ) مىفرماين : و جواب از استدلال دوّم ايشان آنست كه : دليل منحصر در وجوهى كه گفته شد نيست ، چه آنكه تبادر معنا از لفظ خود دليل است بر اينكه لفظ براى معنا وضع شده و ما بيان نموديم كه از لفظ عموم تبادر مىكند پس در آن حقيقت مىباشد . تفصيل قائلين باشتراك در دليل دوّم گفتند : دليل براى اثبات يا عقل است و يا نقل . جواب آنست كه دليل را نمىتوان منحصر در اين دو نمود چه آنكه امر سوّمى نيز وجود دارد كه با آن مطلوب و غرض خود را در اينجا مىتوانيم اثبات نمائيم و آن تبادر معنا از لفظ است زيرا وقتى لفظ بدون قرينه اطلاق شد و از آن عموم استفاده گرديد اين خود دليلى است بر اثبات حقيقت بودن لفظ در عموم و از آن به تبادر نام مىبرند . قوله : عند اطلاقه : يعنى اطلاق لفظ و بدون قرينه بودنش . قوله : دليل على كونه موضوعا له : ضمير در « كونه » به لفظ و در « له » به معنى راجع است .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 693 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى