است .
از اين گذشته تجرّد جملات اخبارى از قرينهاى كه مراد را بيان و ظاهر مىكند و در حال عدول از موضوع له آنها مقصود متكلّم را بمخاطب تفهيم مىنمايد على التّحقيق خود كذب محسوب مىشود چنانچه تفسيرى كه براى كذب نموده و گفتهاند :
كذب عبارتست از مطابق نبودنش با واقع اين كلام را تأييد مىنمايد .
و پرواضح است كه كذب امر قبيحى بوده و در قبحش احدى خلاف نكرده .
تفصيل
قوله : قبح التّأخير فيه : ضمير در « فيه » به ثانى راجع است .
قوله : سلّمناه و لا يجديه : ضمير منصوبى در « سلّمناه » به قبح راجع بوده و ضمير فاعلى در « لا يجديه » به تسليم قبح و ضمير مفعولى به مرحوم سيّد راجع است .
قوله : لانّه من قبيل الاخبار : ضمير در « لانّه » به وجه ثالث راجع است .
قوله : و ليس لها وقت حاجة : ضمير در « لها » به اخبار عود مىكند .
قوله : يتصوّر التّأخير اليه : ضمير در « اليه » به وقت راجع است .
قوله : اقتران القرينة فيها بالخطاب : ضمير در « فيها » به اخبار عود مىكند .
قوله : و قضاء العرف بذلك فيها ظاهر ايضا : مشار اليه « ذلك » وجوب اقتران قرينه در اخبار بخطاب مىباشد .
قوله : مع انّ تجرّدها عن القرينة : ضمير در « تجرّدها » به اخبار راجع است .
قوله : عن موضوعها يصيّرها كذبا : ضمير در « يصيرها » به اخبار راجع است .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1172
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٧٢