تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1149

مساهمون:

ص١١٤٩
لازم نيست به تمام اوصاف فعل آگاه و مطّلع ساخت و تقرير شما نيز حاكى از مثل چنين اجازه‌اى مىباشد پس رجوع از تعليل سابق به ازاله مانع و قادر ساختن مكلّف و لزوم آن موجب نقض تمام آنچه در سابق گفتيد مىباشد . مرحوم مصنّف پس از نقل عبارت سيّد عليه‌الرّحمه مىفرماين : آنچه ذكر شد عين عبارات مرحوم سيّد است كه با طولانى بودنش آن را به اين منظور در اينجا آورديم كه مشتمل است بر تحقيقاتى بنفع مسلك وى چنانچه مطالبى نيز در آن است كه بر عليه او مىباشد چه آنكه آنچه را ايشان در نقض بر استدلال مانعين از تأخير بيان مجمل ذكر نمودند عينا ما مىتوانيم بعنوان ناقض عقيده وى در عدم جواز تأخير بيان در عامّ بياوريم و ديگر نيازى نيست تقرير نقض را تكرار و دوباره اعاده نمائيم چه آنكه مواردى كه ايشان بعنوان نقض در كلام مانعين آوردند اختلاف چندانى با مواضعى كه ما در مقام نقض بفرموده ايشان در عامّ اعاده مىكنيم ندارد مضافا به اينكه موارد نقض روشن و مشخّص است . تفصيل قوله : لانّ ذلك بيان لما لا يجب ان يفعله : مشار اليه « ذلك » بيان مدّة النّسخ و غاية العبادة مىباشد . قوله : و انّما يحتاج فى هذه الحال : ضمير فاعلى در « يحتاج » به مكلّف راجع است . قوله : قلنا هذا هدم الخ : مشار اليه « هذا » احتياج مكلّف به بيان صفت فعل است تا بدين‌وسيله قادر برآوردن آن باشد . قوله : يرجع الى ازاحة علّة المكلّف : كلمه « ازاحه » يعنى ازاله و مقصود از « علّة المكلّف » مانع از انجام مىباشد . قوله : و ذلك ابلغ فى رفع التّمكّن : مشار اليه « ذلك » عدم تمكّن به واسطه