تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
قوله : فانّ الكون المأمور به فيها : يعنى در صلاة . قوله : لكنّه انّما يراد باعتبار الوجود : ضمير در « لكنّه » و « يراد » به « كون مأمور به » راجع است . قوله : باعتبار الوجود : يعنى فرد آن مطلوب است . قوله : فمتعلّق الامر فى الحقيقة : مقصود از « متعلّق الامر » « كون » مىباشد . قوله : يوجد منه : ضمير در « منه » به « كون كلّى » راجع است . قوله : و لو باعتبار الحصّة الّتى فى ضمنه : يعنى فى ضمن الفرد . قوله : على ابعد الرّأيين : در وجود كلّى طبيعى و كيفيّت آن اختلاف بوده و در آن دو رأى مىباشد : مشهور از محقّقين مىفرماين : وجود كلّى طبيعى همان وجود افراد بوده و ماوراء آن چيز ديگرى نمىباشد بنابراين وجود انسان كلّى همان وجود زيد و عمرو و بكر و ساير افراد مىباشد به اين معنا كه هركدام از افراد نماينده انسان كامل مىباشند فلذا نسبت كلّى بافراد همچون آباء و ابناء است . در قبال اين رأى شخصى كه در منطق از آن به رجل همدانى ياد شده و معاصر شيخ الرّئيس بوده چنين معتقد است : وجود كلّى طبيعى به اين نحو است كه هر حصّه و جزئى از آن در يك فرد وجود دارد به‌طورىكه كلّى را به حصص و اجزائى كثير بتعداد افرادش تقسيم نموده كه مجموع اين حصص در افراد نماينده كلّى مىباشند ازاين‌رو نسبت كلّى با افراد همچون اب و ابناء گردد . و تفصيل اين مسئله و شرح بيشترش مناسب با بحث اصولى نبوده طالبين بكتب منطقى مراجعه فرمايند . قوله : بالجزئىّ المعيّن منها : ضمير در « منها » به صلاة عود مىكند . قوله : كلّى الكون بالجزئىّ المعيّن منه : ضمير در « منه » به « كون » عود