تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1079

مساهمون:

ص١٠٧٩
متن : لنا : انّ المتبادر من لفظة « اليد » عند الاطلاق هو كلّ العضو الى المنكب ، فيكون حقيقة فيه و ظاهرا منه حال الاستعمال ، فلا اجمال . و يتبادر ايضا من لفظ القطع « ابانة الشّيء عمّا كان متّصلا به » و هو ظاهر فيه ، فاين الاجمال . ترجمه :

استدلال مرحوم مصنّف بر نفى اجمال در آيه سرقت

مرحوم مصنّف مىفرماين : دليل ما بر نفى اجمال در آيه سرقت اينست كه : آنچه از لفظ « يد » در وقت اطلاق و القاء به ذهن متبادر است تمام عضو يعنى از سر انگشتان تا شانه مىباشد و چون تبادر علامت حقيقت است لا جرم لفظ « يد » در جميع عضو حقيقت بوده و ظاهر در آن مىباشد به‌طورىكه وقتى بدون قرينه استعمال مىشود بدون ترديد و توقّفى مجموع جارحه از آن استفاده مىگردد پس از آيه شريفه از اين جهت اجمالى ندارد . و نيز وقتى لفظ « قطع » اطلاق مىگردد جدا كردن شىء از آنچه به آن متّصل است تبادر به ذهن مىكند و لفظ مزبور در اين معنى ظاهر مىباشد پس اجمال رأسا از آن منفى است . قوله : فيكون حقيقة فيه : ضمير در « يكون » به يد و در « فيه » به كلّ العضو راجع است . قوله : و ظاهرا منه حال الاستعمال : ضمير در « منه » به « يد » راجع است . قوله : عمّا كان متّصلا به : ضمير در « كان » به « الشّيء » و در « به » به