تعريف مقيّد : مقيّد عبارتست از لفظى كه بر خلاف مطلق باشد ، پس آن لفظى است كه بر معناى شايع در جنسش دلالت نمىكند .
و گاهى مقيّد را بر امر ديگرى اطلاق مىنمايند و آن عبارتست از معنائى كه از شياع و رواج خارج شده باشد مانند « رقبه مؤمنه » چه آنكه « رقبه » اگرچه بين رقبات مؤمنه شايع است ولى در عين حال از شيوع و رواج به اعتبارى خارج شده است زيرا قبلا مشترك بين رقبات مؤمنه و غير مؤمنه بوده ، پس از اين شياع خارج و زائل گشته و به قيد « مؤمنه » مقيّد گرديده است .
در نتيجه بايد گفت :
رقبه مؤمنه از جهتى مطلق و از حيثى مقيّد است .
لازم بتوجّه است كه اصطلاح شايع در مقيّد همين اطلاق دوّمى است .
تفصيل
مرحوم مصنّف در عبارات فوق به سه نكته اشاره فرمودهاند كه ذيلا شرح و توضيح داده مىشود :
نكته اوّل : تعريف مطلق .
نكته دوّم : تعريف مقيّد .
نكته سوّم : معانى مقيّد و اصطلاح مراد از آن در اين باب .
مطلق و تعريف آن
مطلق عبارتست از لفظى كه مدلولش معناى واسع و كلّى بوده كه در جنس خود شيوع و رواج داشته باشد بهطورىكه قابل انطباق بر افراد بسيارى كه در تحت يك حقيقت و ماهيّت واقع شدهاند باشد مانند لفظ « رجل » بدون