تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1042

مساهمون:

ص١٠٤٢
تنبيه سپس مرحوم مصنّف در مقام تنبيه مىفرماين : نكته‌اى كه قابل توجّه و التفات است اينكه بفرض مستشكل در مورد مجهول التّاريخ نظرش اشكال بوده و بخواهد بطور كلّى توقّف را اثبات نمايد مىگوييم : اين اشكال از نظر علماء اماميّه بسيار سهل و آسان تلقّى مىشود زيرا جهل بتاريخ صرفا در اخبار است نه در قرآن شريف و احتمال نسخ تنها در خصوص اخبار نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىباشد نه ديگر اخبار و پرواضح است كه اخبار نبوىّ در احكام شرع بسيار نادر و قليل الوجود است لذا اگر اشكال مزبور را هم بپذيريم مورد توقّف منحصر مىشود به آنجائىكه در خصوص خبر نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم احتمال ناسخ يا مخصّص بودنش را نسبت به قرآن بدهيم و همان‌طورىكه گفتيم قلّت اين سنخ از اخبار به حدّى است كه اثر چندانى بر اشكال مذكور مترتّب نمىنمايد . قوله : و لعلّ هذا المعنى : يعنى توقّف در صورتى كه عامّ قطعى و خاصّ ظنّى باشد . قوله : عن تأديته : يعنى از رساندن و دلالت كردن بر اين معنا . قوله : الّا انّ سوق كلامه يأباه : يعنى سياق كلام مستشكل از اينكه به اين معنا ملتزم باشد اباء و امتناع دارد . قوله : هذا : يعنى خذ ذا . قوله : لا يكون الّا فى الاخبار : نه در قرآن شريف چه آنكه تاريخ صدور آن بدون شكّ بر اخبار مقدّم است و از طرفى ديگر احتمال ناسخ بودن تنها در اخبار نبوىّ است نه ديگر اخبار . قوله : فى النّبويّ منها : ضمير در « منها » به اخبار عود مىكند . قوله : و هو قليل عندهم : ضمير « هو » به نبوىّ راجع است .