اعيان عامّ اولى از نسخ است به نظر صحيح نيست .
در جواب مىگوييم ضعف و سستى اين بيان بسى روشن و واضح است زيرا مرجوح بودن نسخ به ملاحظه معناى معروف و مشهورى كه دارد نسبت به تخصيص جائى براى انكارش نبوده و از امورى است كه جملگى برآنند بلى به تخصيص و نسخ به ملاحظه معنائى كه دارند اطلاق لفظ تخصيص مىشود ولى اين مجرّد اشتراك در تسميه مقتضى آن نيست كه با يكديگر تساوى در تمام جهات را داشته باشند .
چگونه ملتزم شويم كه تخصيص با نسخ مساوى است و حال آنكه تخصيص به ملاحظه شيوع و كثرتى كه دارد به حدّى رسيده كه دربارهاش گفته شده : ما من عامّ الّا و قد خصّ چنانچه شرح اين فقره قبلا گذشت .
قوله : و ما يقال الخ : مبتداء و خبرش « ضعفه ظاهر » مىباشد .
قوله : يقتضى نسخه : يعنى نسخ خاصّ .
قوله : و ليس التّخصيص فى اعيان العامّ : يعنى فى افراد و مصاديق العامّ .
قوله : فضعفه ظاهر : ضمير در « ضعفه » به ما يقال راجع است .
قوله : لا مساغ لانكارها : يعنى لا مجال لانكارها ، ضمير در « انكارها » به مرجوحيّة راجع است .
قوله : نظرا الى المعنى : يعنى معناى هر دو تخصيص است منتهى يكى نسبت به افراد و ديگرى باعتبار ازمان .
قوله : كيف : يعنى چگونه نسخ و تخصيص باهم مساوى باشند .
متن :
حجّة القول بالنّسخ وجهان :
احدهما انّ القائل اذا قال : اقتل زيدا .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1025
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٢٥