تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 998

مساهمون:

ص٩٩٨
منفصل سواء كان قطعيّا ام ظنّيّا . و توقّف بعض و اليه يميل المحقّق ، لكنّه بناه على منع كون الخبر الواحد دليلا على الاطلاق ، لانّ الدّلالة على العمل به الاجماع على استعماله فيما لا يوجد عليه دلالة ، فاذا وجدت الدّلالة القرآنيّة سقط وجوب العمل به . ترجمه :

اصل و قاعده در تخصيص عامّ بخبر واحد و آراء علماء در آن

مرحوم مصنّف مىفرماين : خلافى نيست در اينكه عمومات قرآنى را مىتوان به واسطه خبر متواتر تخصيص داد و وجه آن همچون مسئله پيشين ظاهر و روشن است . و امّا تخصيص آن بخبر واحد به فرضى كه عمل بخبر واحد را تجويز كنيم ، پس از نظر ما اقرب اينست كه بطور مطلق جايز است . و به همين رأى مرحوم علّامه و جماعتى از عامّه نيز قائل هستند . و مرحوم محقّق از شيخ عليه‌الرّحمه و جماعتى حكايت كرده كه ايشان بطور مطلق اين معنا را انكار كرده‌اند چنانچه عقيده مرحوم سيّد مرتضى نيز همين است چه آنكه وى در اثناء كلامش فرموده : از اين گذشته ، بفرض تسليم شويم كه در شرع انور عمل بخبر واحد تجويز وارد شده باشد ولى مع‌ذلك در اين ورود و تجويز هيچ دلالتى نيست بر اينكه بتوان عموم قرآن را با آن نيز تخصيص داد . سپس مرحوم مصنّف مىفرماين : و از اهل سنّت برخى تفصيل داده ، پس تخصيص عامّ بخبر واحد را در صورتى اجازه داده‌اند كه عامّ قبلا بدليل قطعى ديگرى تخصيص خورده