جارى است .
توضيح
امّا در مثال اوّل :
كلمه « مسلمون » در اصل « مسلم » بوده و معنايش فردى از افراد مىباشد پرواضح است وقتى علامت جمع يعنى « واو » به آن اضافه شد و اين كلمه غير مستقلّ با آن همراه گرديد از معناى اوّلى نقل داده شد و معناى جديد يعنى جماعت مسلمين از آن استفاده مىگردد ، پس اين كلمه بدون قيد « واو » براى معنائى است كه پس تقييد آن معنا را نداشته و به جايش معناى ديگرى وجود دارد و همانطورىكه عام مخصّص قبل از تخصيص معنايش اكثر و پس از تخصيص در اقلّ از آن استعمال گشته است بدون اينكه بين آنها فرقى بتوان گذاشت .
و امّا در مثال دوّم :
كلمه « المسلم » اگر الف و لامش به معناى جنس باشد مدلولش جنس مسلمان بوده و در صورتى كه به معناى عهد تقدير شود مسلمان معهود و مشخّصى از آن استفاده مىگردد و بههرتقدير در اصل « مسلم » بدون الف و لام بوده و در اين وقت معنايش فرد مسلمان است بدون لحاظ جنس يا در نظر گرفتن معهود و شخص معيّنى .
بديهى است معناى جنس و عهد كه از تقييد « مسلم » به « الف و لام » استفاده مىشود قطعا با معناى فرد كه از كلمه مزبور بدون الحاق الف و لام فهميده مىشود فرق دارد پس طبق تقريرى كه در عام مخصّص شد و آن را در باقى مجاز فرض نموديم مىبايد در اينجا نيز بگوئيم :
كلمه « مسلم » در ابتداء به معناى فرد بوده و پس از تقييد به الف و لام از اين معنا نقل و در معناى ديگرى استعمال شده كه بدون تقييد معناى جديد
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 808
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٠٨