تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
باشد تحكّم و زورگوئى است . تفصيل شرح استدلال مستدلّ اينست كه : اگر بنا باشد عام مخصّص به مخصّص غير مستقلّ همچون وصف و شرط و استثناء را در باقى مجاز بدانيم تالى فاسدى برآن مترتّب است و آن اينكه امثله زير را كه از غير باب عام مخصّص است بايد مجاز بدانيم 1 - استعمال مسلمون در معناى جمع . 2 - استعمال كلمه « المسلم » در جنس مسلمان يا در مسلمان معهود . 3 - عبارت الف سنة الّا خمسين عاما در نهصد و پنجاه سال . درحالىكه هيچيك از اين‌ها قطعا مجاز نبوده و جملگى استعمالشان در معناى حقيقى صورت گرفته است . چه آنكه حقيقى بودن مثال اوّل و دوّم اجماعى بوده و سوّمى را نيز خصم خود به حقيقت بودنش قائل است . شرح ملازمه بين مجاز بودن عام مخصّص در مورد بحث و مجازى بودن امثله مذكور شرح اين ملازمه تقريرش آنست كه مىگوييم : وجه مجاز بودن عام مخصّص به مخصّص غير مستقلّ در باقى افراد منحصرا اينست كه : عام قبل از تخصيص براى معنائى بوده و پس از تخصيص به معناى ديگر مىباشد با توجّه به اينكه مخصّص غير مستقلّ همچون جزء كلام بوده و وجود منهاض و جدائى ندارد . حال اين وجه بعينه در سه مثال مذكور بوده و همين تقرير در آنها نيز