تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
همچون مثال سوّم از محلّ كلام خارج است زيرا بحث ما در تخصيص عامّ تا حدّى است كه در تحت آن يك فرد باقى بماند درحالىكه كلمه « النّاس » عامّ نيست بلكه براى معهود بوده و پرواضح است اسم معرّف به الف و لام معهود عامّ محسوب نمىشود ولى در اين جواب مىتوان مناقشه و وقفه كرد چه آنكه صحّت اطلاق كلمه « النّاس » معهود بر شخص واحد ثابت نشده است ولى در عين حال امر از نظر ما سهل است . تفصيل مستدلّ در استدلال چهارمش فرمود : دليل چهارم بر اطلاق عامّ بر فرد واحد آيه :
الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ
است كه باجماع مفسّرين از كلمه « النّاس » نعيم بن مسعود اراده شده است . مرحوم مصنّف از اين استدلال دو جواب مىدهند : جواب اوّل اوّلا : چنين اتّفاق و اجماعى از اهل تفسير ثابت نيست تا اطلاق « النّاس » بر شخص نامبرده امر قطعى و مسلّمى شده و بتوان به آن تمسّك نمود . جواب دوّم و ثانيا : بفرض آنكه اتّفاق مزبور را بپذيريم در جواب مىگوييم : اين دليل همچون دليل سوّم از مورد صحبت خارج مىباشد زيرا كلام ما در اينست كه عامّ را مىتوان به واحد رساند و به آن اطلاق كرد يا اين امر صحيح نمىباشد . پرواضح است كلمه « النّاس » كه به آن استدلال شده از سنخ عامّ