نيست زيرا اين كلمه اسمى است كه با الف و لام عهد آمده و به واسطه تعريفش به الف و لام عهد شخص معهود يعنى نعيم بن مسعود اراده شده و جاى شبهه نيست كه معهود عامّ نبوده لا جرم استدلال به آن اجنبى از بحث مىباشد .
مناقشه در جواب دوّم
سپس مرحوم مصنّف مىفرماين :
انصافا جواب دوّم مخدوش و مورد مناقشه است زيرا ادّعائى كه نموده و گفتيم الف و لام در « النّاس » براى عهد است و از اين كلمه به واسطه الف و لام مذكور شخص معهود اراده شده بر صحّتش دليلى نداريم چه آنكه اطلاق « النّاس » معهود بر شخص واحد در هيچ آيهاى از آيات وارد نشده فلذا اين احتمال مجرّد ادّعائى است كه از دليل و مثبت خالى مىباشد .
ولى در عين حال امر از نظر ما سهل و آسان است يعنى بفرض كه جواب دوّم صحيح نباشد همان جواب اوّل كافى است و درهرصورت استدلال به آيه مزبور مثبت مدّعاى مستدلّ نيست .
قوله : انّه على تقدير ثبوته : ضمير در « انّه » و « ثبوته » به اتّفاق مفسّرين راجع است .
قوله : فى خروجه عن محلّ النّزاع : ضمير در « خروجه » به استدلال چهارم راجعست .
قوله : و النّاس على هذا التّقدير : مقصود از « هذا التّقدير » اراده نمودن نعيم بن مسعود از آن مىباشد .
قوله : و قد يتوقّف فى هذا : مشار اليه « هذا » اطلاق « النّاس » بر معهود مىباشد .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 772
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٧٢