جمع مانند عموم مفرد نباشد و حال آنكه اين معنا بر خلاف تحقيق است چنانچه در محلّش مقرّر است .
و امّا در جواب دوّم :
ظاهرا نمىتوان انكار نمود كه مفرد معرّف به ادات در بعضى از موارد حقيقتا افاده عموم مىكند ، چگونه مىتوان آن را نپذيرفت و حال آنكه دلالت ادات تعريف بر استغراق بنحو حقيقت و اينكه استغراق يكى از معانى ادات مىباشد از امورى است كه على الظّاهر در آن بين حضرات اختلافى وجود ندارد پس آنچه مورد صحبت و نزاع است اينكه آيا مفرد معرّف به ادات بطور مطلق و بنحو دوام بر عموم دلالت دارد بهطورىكه اگر در غير آن استعمال شود همچون صيغ موضوع براى عموم مجاز محسوب مىشود يا چنين نيست .
بايد بگوئيم :
اين دليل وافى باثبات آن نيست بلكه همان معناى اوّل را كه مورد نزاع نيست اثبات مىكند .
تفصيل
مرحوم مصنّف به دو جوابى كه از دو دليل مزبور داده شده خشنود نبوده و در آنها تأمّل و مناقشه دارند كه شرح آن چنين است :
مناقشه در جواب از دليل اوّل
مجيب در مقام جواب از دليل اوّل فرمود :
قبول نداريم كه « الدّرهم » و « الدّينار » مفيد عموم باشند زيرا مدلول عموم كلّ فرد ، فرد بوده و معناى جمع مجموع افراد مىباشد و اين دو باهم فرق كلّى دارند .
مرحوم مصنّف مىفرماين :