تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
بارز است كه از ابن عبّاس نقل شده « ما من عامّ الّا و قد خصّ » و سپس اين عبارت به سرحدّ شهرت رسيده است . البتّه ناگفته نماند اين‌طور هم نيست كه حتّى يك يا دو يا آحاد معدودى از موارد پيدا نشوند كه الفاظ عموم در عموم استعمال شده باشند و بدون شكّ عبارت منقول از ابن عبّاس بر سبيل مبالغه ايراد شده ولى در عين حال اين مقدار غير قابل انكار است كه بخش اعظم از موارد استعمالات الفاظ مذكور مختصّ است كه به كار رفتن آنها در خصوص و مواضع انگشت‌شمارى را مىتوان پيدا كرد كه از آنها عموم اراده شده است لذا امر مردّد است بين اينكه در موارد قليل حقيقت و نسبت بمواضع اغلب مجاز بوده يا عكس آن را بگوئيم واضح است صورت عكس اولى است يعنى ملتزم مىشويم كه الفاظ يادشده حقيقت در خصوص و مجاز در عموم هستند و برهان ما بر اين گفتار آنست كه در كلّيّه موارد دوران امر بين تكثير مجاز و تقليلش بامرى ملتزم مىشوند كه در سايه آن حتّى المقدور مجاز را تقليل داده و از مصاديق آن بكاهند و مورد بحث ما عينا از افراد همين دوران مىباشد ازاين‌رو الفاظ را در معنائى كه از نظر استعمال بر معناى ديگر اغلب است حقيقت فرض نموده و در غير آن به مجازيّتش قائل مىشويم . قوله : حتّى صار مثلا : ضمير در « صار » به اشتهار در السن راجع بوده و مقصود از « مثلا » ضرب المثل مىباشد . قوله : انّه ما من عامّ الّا و قد خصّ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد . قوله : و هو وارد على سبيل المبالغة : ضمير « هو » به عبارت مذكور راجع است . قوله : و الحاق القليل بالعدم : معطوف است به « المبالغة » و مقصود از « قليل » استعمال الفاظ در عموم مىباشد .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 697 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى