ترجمه :
جواب مرحوم مصنّف از دليل سوّم
جواب از استدلال سوّم اينست كه مىگوييم :
قبول نداريم حضرت ابراهيم عليه السّلام به ذبح فرزندش اسماعيل مأمور بوده و مقصود از ذبح بريدن رگهاى گردن مىباشد ، بلكه حضرت بمقدّمات آن مانند خواباندن و بدست گرفتن كارد و اشباه اين امور موظّف و مأمور بودند و دليل ما بر اين گفتار فرموده حقتعالى در قرآن شريف است كه مىفرمايد :
وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا
يعنى پس خوانديم ابراهيم را و بوى گفتيم :
اى ابراهيم خواب و رؤيائى كه ديده بودى صادق شد .
و چون حضرت در خواب مقدّمات ذبح را رؤيت فرموده بودند نه ذبح را ازاينرو لفظ « قد صدّقت الرّؤيا » دليل و شاهد برآن است كه تكليف صرفا بمقدّمات بوده است .
سؤال
اگر چنين بود و حضرتش تنها باجراء مقدّمات مكلّف و موظّف بودند پس چرا در انجام مقدّمات مضطرب و حالت جزع و بىتابى داشتند .
جواب
امّا جزع و اضطراب حضرت ازاينرو بود كه خوف داشتند پس از انجام مقدّمات امر به ذبح صادر شده و مكلّف به چنين امر خطيرى گردند چه آنكه عادت بر اين جارى است كه وقتى شخص مكلّف بمقدّمات فعلى شد به ذى المقدّمه نيز موظّفش مىنمايند .