تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
و پرواضح است در لزوم و وجوب اين احتراز و فرار از حيوان واجب نيست علم ببقاء حيوان و قدرتش به ضرر رساندن و هلاك نمودن باشد . سپس مرحوم مصنّف مىفرماين : اين كلام از مرحوم سيّد بسيار پسنديده و عالى بوده و در توجيه منع از ملازمه‌اى كه مستدلّ ذكر كرد بيش از اين و فوق آن نمىتوان تقريرى نمود . و به همين فرموده ايشان جواب از استدلال برخى ديگر داده مىشود : بعضى فرموده‌اند : اجماع است كه شخص وقتى شروع به انجام واجبى مىكند آن را به نيّت وجوب بياورد درحالىكه معلوم نيست وى تا پايان عمل باقى باشد و اين اجماع خود دليلى است بر اينكه تكليف ثابت مىباشد اگرچه شرط وجوب كه علم باشد محرز و معلوم نيست . جواب اين استدلال آنست كه طبق فرموده مرحوم سيّد چون غلبه ظنّى بر بقاء و تمكّن از اتيان فعل مىباشد همين‌قدر كافى است در نيّت وجوب ، پس اجماع مزبور دليل بر حصول علم نبوده بلكه اعمّ از آن مىباشد .

تفصيل

مستدلّ در دليل دوّمش فرمود : اگر تكليف در مورد كلام صحيح نباشد پس احدى نبايد به مكلّف بودن خويش علم و اطّلاع داشته باشد . در جواب از اين استدلال مىگوييم : اين ملازمه بين مقدّم و تالى در قضيّه شرطيّه مزبور اگرچه ثابت است ولى بطلان تالى را منع نموده و قبول نداريم و بهترين سند براى منع فرموده مرحوم سيد مرتضى بوده كه در اين زمينه در دست است .