ترجمه :
جواب مرحوم مصنّف از دليل دوّم
جواب از دليل دوّم آنست كه بگوئيم :
از بطلان لازم منع كرده و ادّعاى ضرورت و بداهت در آن مكابره و بهتان مىباشد .
و مرحوم سيّد مرتضى در تتمّه بحث عباراتى فرمودهاند كه سند اين منع با نقل و ذكر آنها روشن و واضح مىگردد :
مقاله مرحوم سيّد مرتضى
مرحوم سيّد مرتضى مىفرماين :
و ازاينرو است كه ما مىگوييم مكلّف به مأمور بودن خويش علم پيدا نكرده مگر پس از سپرى شدن وقت و خارج گشتن آن و هرگز واجب نيست كه ملتزم شويم وقتى وى بمأمور بودنش علم ندارد ، وجوب تحرّز از ترك و لزوم اجتناب از عدم اتيان از وى ساقط شود زيرا وقتى وقت فعل فرا رسيد و او سالم و صحيح بود اين خود علامتى است كه موجب حصول ظنّ غالب به باقى بودن مكلّف تا آخر وقت مىآورد ، در نتيجه بر وى لازم است از ترك فعل و تقصير و كوتاهى در اتيانش بپرهيزد و هرگز اين پرهيز و اجتناب حاصل نمىشود مگر به اينكه در فعل شروع نموده و ابتداء به آن نمايد .
و براى اين معنا مثالى است در عقل و آن اينست كه :
شخصى كه درّندهاى را از دور مىبيند و احتمال مىدهد كه وى را هلاك كند پيش از اينكه حيوان بوى برسد عقل او را ملزم به فرار از آن مىكند و دليلش همان است كه ذكر شد يعنى ظنّ غالب به اينكه اگر بايستد هلاك خواهد شد .