باحدهما أجزأ و لو اخلّ بهما عصى و ذلك معنى وجوب احدهما فيثبت .
ترجمه :
استدلال قائلين به وجوب عزم
قائلين بوجوب عزم براى لزوم و وجوب آن در مقام استدلال گفتهاند :
اگر ترك فعل واجب در اوّل و وسط وقت بدون بدل جايز باشد پس با فعل مستحبّ فرقى ندارد لذا براى اينكه بين اين دو فرقى باشد لازم است در آن بدل لازم باشد و وقتى بوجوب بدل قائل شديم تنها امرى كه براى بدليّت صلاحيّت دارد همان عزم و قصد مىباشد زيرا اجماع قائم است بر بدل نبودن غير عزم .
و دليل ديگر آنكه در فعل واجب و عزم حكم خصال كفّاره وجود دارد و آن اينست كه مكلّف اگر يكى از آن دو را عملى سازد مجزى بوده و در صورتى كه به هر دو اخلال وارد نمايد مرتكب عصيان شده است و اين معناى وجوب يكى از آن دو بنحو تخيير مىباشد .
تفصيل
قائلين بوجوب عزم به دو دليل استدلال نمودهاند :
دليل اوّل
مسلّما بين واجب و مستحبّ فرق و تفاوت است ، و مستحبّ آنست كه مىتوان آن را ترك نمود بدون اينكه بدلش را اتيان كرد نظير اغسال و ادعيه و صلوات مستحبّه حال اگر واجب موسّع مانند نماز ظهر را نيز بتوان در اوّل وقت و نيز وسط وقت ترك نمود بدون اينكه بدل برايش قرار دهيم عينا مانند مستحبّ شده و بينشان فرق گذارده نمىشود ازاينرو به جهت آنكه فرقى بين اين دو حاصل شود لا علاج و ناچار بايد بگوئيم :