انّه بعد الاتيان بالفعل المنهىّ عنه يحصل التّوصّل ، فيسقط الوجوب لانتفاء غايته .
ترجمه :
دفع مصنّف ( ره ) استدلال قائلين باستلزام را
اگر خصم به آنطورى كه استدلال نمود وارد شود در دفعش مىگوييم :
صحّت بناء بر وجوب مقدّمه واجب مقتضى است كه وجه اوّل از استدلال تمام بوده و ديگر نيازى به اين وجه و دليل طولانى نباشد .
و از اين گذشته تدبّر و دقّت در وجوب مقدّمه واجب بطور مطلق بنا بر آنكه به وجوبش قائل شويم مقتضى است كه بگوئيم وجوب مقدّمه در حدّ غيرش از واجبات ديگر نيست و الّا لازم در مثل موردى كه حجّ بر شخص نائى ( دور ) واجب شود و وى تمام مسافت يا مقدارى از آن را بر وجه منهى عنه و حرام بپيمايد آنست كه امتثال حاصل نشده و در نتيجه بر وى لازم باشد كه برگشته و از طريق حلال و جايز راه را طى نمايد زيرا فعل منهى عنه و حرام هرگز براى امتثال صلاحيّت ندارد چنانچه بيانش عنقريب خواهد آمد درحالىكه اين قائلين قطعا بوجوب اعاده آن ملتزم نيستند .
پس دانسته شد كه وجوب در مقدّمه صرفا به منظور آنست كه به واسطهاش بواجب دست بيابند و بدون شكّ پس از اتيان بفعل منهى عنه توصّل و دستيابى حاصل شده و در نتيجه وجوب مقدّمه ساقط مىشود زيرا غايت آن منتفى مىباشد .
تفصيل
حاصل جوابى كه مرحوم مصنّف از استدلال مذكور مىدهند دو امر است :