متن :
و الجواب المنع من انّه لا ذمّ الّا على فعل بل يذمّ على انّه لم يفعل .
سلّمنا ، لكن نمنع تعلّق الذّمّ بفعل الضّدّ ، بل نقول ، هو متعلّق بالكفّ و لا نزاع لنا فى النّهى عنه .
ترجمه :
جواب مرحوم مصنّف از دليل دوّم
جواب از دليل دوّم آنست كه قبول نداريم ملامت و مذمّت صرفا بر فعل باشد بلكه بسا بر ترك و اينكه چرا مأمور به را انجام نداده شخص را مذمّت و سرزنش مىكنند .
بفرض قبول كنيم كه نكوهش صرفا بر فعل است نه بر ترك ولى قبول نداريم كه مذمّت بفعل ضدّ و انجام آن تعلّق گرفته باشد ، بلكه مىگوييم :
ذمّ و سرزنش به كفّ نفس از مأمور به تعلّق گرفته و اينكه چرا خويشتن را از فعل آن بازداشته است و پرواضح است كه نهى از اين معنا بوده و احدى در آن نزاع ندارد .
قوله : من انّه لا ذمّ الّا على فعل : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » است .
قوله : على انّه لم يفعل : ضمير در « انّه » به مأمور و مكلّف عود مىكند .
قوله : سلّمنا : يعنى برفرض قبول كنيم كه ذمّ بفعل تعلّق مىگيرد نه به ترك .
قوله : بل نقول هو متعلّق بالكفّ : ضمير « هو » به ذمّ راجع است .
قوله : و لا نزاع لنا فى النّهى عنه : ضمير در « عنه » به كفّ عود مىكند .
متن : و اعلم :
انّ بعض اهل العصر حاول جعل القول بالاستلزام منحصرا فى