مرحوم مصنّف مىفرماين :
اين اعتذار كه مفادش استلزام كلّ نسبت بجزء بوده بسى روشن و آشكار بوده كه بوضوح مىتوان آن را درك نمود .
قوله : و هو كما ترى : ضمير « هو » به اعتذار راجع بوده و اين عبارت در مقام تخطئه اعتذار و توجيه مزبور نيست بلكه برعكس بوضوح و روشنى آن اشاره دارد .
متن :
و اجيب بانّهم ان ارادوا بالنّقيض الّذى هو جزء من ماهيّة الوجوب التّرك فليس من محلّ النّزاع فى شىء ، اذ لا خلاف فى انّ الدّالّ على الوجوب دالّ على المنع من التّرك و الّا خرج الواجب عن كونه واجبا .
و ان ارادوا احد الاضداد الوجوديّة فليس بصحيح اذ مفهوم الوجوب ليس به زايد على رجحان الفعل مع المنع من التّرك و اين هو من ذاك .
ترجمه :
جواب از استدلال مذكور
از استدلالى كه ذكر شد چنين جواب داده شده است :
ايشان اگر از نقيضى كه جزء ماهيّت وجوب است مقصودشان ترك بوده بايد بگوئيم :
اين معنا محلّ نزاع نيست زيرا خلافى نيست در اينكه دالّ بر وجوب دالّ بر منع از ترك نيز مىباشد و الّا واجب از واجب بودنش بايد خارج باشد .
و اگر منظورشان از نقيض يكى از اضداد وجوديّه باشد اين معنا صحيح نيست زيرا مفهوم وجوب زائد بر رجحان فعل با منع از ترك نيست و اين مفهوم وجوب كجا و نهى از اضداد وجوديّهاش كجا ؟ !