گفته شد اگر متخالفين باشند لازمه آن دو اينست كه هريك با ضدّ ديگرى قابل اجتماع باشد مىگوييم :
اين امر كلّيّت نداشته و در تمام متخالفين جارى و سارى نيست چه آنكه در دو مورد تخلّفپذير است :
1 - در خلافينى كه متلازم يكديگر باشند .
2 - در خلافينى كه هر دو ضدّ شىء سوّمى باشند .
توضيح
در متخالفينى كه هر دو متلازم يكديگر باشند همچون آتش و حرارت پرواضح است كه ضدّ آتش آب است حال اگر بخواهيم قاعده مذكوره را در اينجا جارى بدانيم بايد بگوئيم :
حرارت با ضدّ آتش كه آب هست بايد اجتماع كند و چون آتش لازمه حرارت است و از هم انفكاك ندارند پس آتش نيز بايد با آب جمع گردد و لازمه آن اجتماع ضدّين است چنانچه مىتوان اينطور تقرير نمود :
برودت ضدّ حرارت است حال اگر آتش با ضدّ حرارت يعنى برودت اجتماع كند لازمهاش اينست كه حرارت نيز با برودت جمع گردد و اين محذور اجتماع ضدّين را به همراه مىآورد .
و نيز در متخالفينى كه هر دو ضدّ شىء سوّمى باشند اگر قاعده مزبور جارى باشد همين اشكال پيش مىآيد مثلا علم و قدرت باهم متخالف بوده و درعينحال هر دو ضدّ خواب مىباشند چه آنكه شخص خواب در اين حال نه قادر است و نه عالم حال اگر علم مثلا با ضدّ قدرت كه خواب باشد جمع شود چون فرض اينست كه خواب با علم نيز تضادّ دارد لاجرم اجتماع ضدّين پيش مىآيد .
قوله : و الجواب انّه ان كان المراد بقولهم الخ : ضمير در « انّه » به معناى