مىدهد چنين است :
مقصود قائلين به عينيّت يكى از دو امر ذيل ممكنست باشد :
الف : امر به شىء كه مىگويند عبارتست از طلب ترك ضدّ شىء حاصل معنا اينست كه :
طلب فعل همان طلب فعل ضدّ ضدّ فعل كه نفس مأمور به است مىباشد مثلا :
حرّك كه امر به شىء و طلب حركت است عبارت ديگرش كه بجاى آن مىتوان گذاشت اينست :
طلب فعل ضدّ ضدّ حركت يعنى نفس حركت مىباشد .
ب : امر به شىء كه گفتهاند عين نهى از ضدّ است مقصودشان اينست كه :
امر به شىء يعنى طلب كفّ نفس از ارتكاب ضدّ شىء مثلا :
حرّك كه امر به حركت مىباشد يعنى عين طلب بازداشتن نفس است از ارتكاب ضدّ حركت كه سكون باشد .
اگر مقصودشان فرض اوّل باشد و حاصل بخواهند بفرمايند كه از امر به شىء به عبارت ديگر كه گذشت مىتوان تعبير نمود چنانچه مثلا بجاى لفظ « انت » مىتوان بمخاطب گفت تو فرزند خواهر خالهات هستى يعنى فرزند مادرت مىباشى .
در اين صورت بحث علمى نبوده و شايسته نيست بجاى مسائل علمى در كتب علميّه طرح و عنوان شود بلكه آن را لازمست در باب لغز و معمّاگوئى داخل كنند .
و اگر منظور فرض دوّم است در جواب مىگوييم :
بلى امر به شىء يعنى طلب كفّ نفس از ارتكاب ضدّ شىء ولى اين دو معاين يكديگر نبوده بلكه نسبت بينشان تخالف بوده و آن دو را متخالفين بايد تلقّى كرد .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 389
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨٩