تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
مىدهد چنين است : مقصود قائلين به عينيّت يكى از دو امر ذيل ممكنست باشد : الف : امر به شىء كه مىگويند عبارتست از طلب ترك ضدّ شىء حاصل معنا اينست كه : طلب فعل همان طلب فعل ضدّ ضدّ فعل كه نفس مأمور به است مىباشد مثلا : حرّك كه امر به شىء و طلب حركت است عبارت ديگرش كه بجاى آن مىتوان گذاشت اينست : طلب فعل ضدّ ضدّ حركت يعنى نفس حركت مىباشد . ب : امر به شىء كه گفته‌اند عين نهى از ضدّ است مقصودشان اينست كه : امر به شىء يعنى طلب كفّ نفس از ارتكاب ضدّ شىء مثلا : حرّك كه امر به حركت مىباشد يعنى عين طلب بازداشتن نفس است از ارتكاب ضدّ حركت كه سكون باشد . اگر مقصودشان فرض اوّل باشد و حاصل بخواهند بفرمايند كه از امر به شىء به عبارت ديگر كه گذشت مىتوان تعبير نمود چنانچه مثلا بجاى لفظ « انت » مىتوان بمخاطب گفت تو فرزند خواهر خاله‌ات هستى يعنى فرزند مادرت مىباشى . در اين صورت بحث علمى نبوده و شايسته نيست بجاى مسائل علمى در كتب علميّه طرح و عنوان شود بلكه آن را لازمست در باب لغز و معمّاگوئى داخل كنند . و اگر منظور فرض دوّم است در جواب مىگوييم : بلى امر به شىء يعنى طلب كفّ نفس از ارتكاب ضدّ شىء ولى اين دو معاين يكديگر نبوده بلكه نسبت بينشان تخالف بوده و آن دو را متخالفين بايد تلقّى كرد .