قوله : بيان الملازمة : يعنى ملازمه و ارتباط بين شرط كه « لو لم يكن نفسه » بوده و بين تالى كه « لكان امّا مثله او ضدّه او خلافه » است .
قوله : ما لا يفتقر اتّصاف الذّات بها : ضمير در « بها » به صفات راجع است .
قوله : الى تعقّل امر زائد : يعنى زائد بر ذات و در اصطلاح معقول از اينگونه صفات به « خارج محمول » نام مىبرند و در شرحش گفتهاند :
صفاتى است كه از حاقّ ذات انتزاع شده و بر نفس ذات حمل مىگردد همچون انسانيّت و امكان نسبت به انسان و ممكن الوجود .
قوله : و تقابلها المعنويّة : ضمير در « تقابلها » به صفات نفسيّه راجع است .
قوله : كالحدوث و التّحيّز له : مقصود از « حدوث » مسبوق بودن به عدم يا مسبوقيّت به غير مىباشد چنانچه ارباب حكمت در تفسيرش اين دو عبارت را آوردهاند .
و مراد از « تحيّز » اشغال نمودن مكان و فضاء مىباشد و ضمير در « له » به انسان راجع است .
مؤلّف گويد :
حدوث همچون امكان و انسانيّت از صفات نفسيّه است و به عبارت حكماء جزء خارج محمول محسوب مىشود لذا آن را در مقابل قسم اوّل قرار دادن به نظر شايسته نيست چه آنكه تعريف مذكور براى قسم اوّل شامل اين مثال نيز مىگردد .
قوله : فان تساويا فيها : ضمير در « تساويا » به متغايران و در « فيها » به صفات نفسيّه راجع است .
قوله : فان تنافيا كذلك : مقصود از « كذلك » تنافى در ذات مىباشد .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 383
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨٣