مىكنيم :
اشياء يا از قبيل عناوين بوده و يا از سنخ معنونات مىباشند .
مقصود از « عنوان » امرى است كه حاكى و مرآت براى چيز ديگرى باشد نظير اسماء موضوعه براى اشخاص و يا القاب و كنى .
اسم نظير زيد كه حاكى از شخص موجود در خارج است .
لقب مانند امير المؤمنين كه حاكى از وجود مقدّس حضرت مولانا علىّ عليه السّلام است .
كنيه مانند ابو الحسن كه حكايت از وجود نازنين حضرت امير عليه السّلام مىنمايد .
منظور از « معنون » ذات يا معنائى است كه مورد حكايت قرار مىگيرد نظير وجود مقدّس حضرت مولا عليه السّلام در دو مثال گذشته .
عناوين متعدّد يا معنون آنها متّحد است يا متعدّد و متكثّر مىباشد .
درصورتىكه متّحد باشد مانند دو عنوان ابو الحسن و امير المؤمنين كه معنون هر دو ذات مقدّس حضرت امير عليه السّلام مىباشد .
و در فرضى كه معنون نيز متعدّد باشد از دو حال خارج نيست :
يا معنونات در صفات ذات و ماهيّت با يكديگر متّحد و متساوى بوده و صرفا به واسطه عوارض شخصى از يكديگر ممتاز مىباشند و يا در ماهيّت باهم اختلاف و تغاير دارند .
اگر در حقيقت و ماهيّت و يا بتعبير مرحوم مصنّف در صفات نفسيّه باهم متّفق باشند به آنها مثلان گويند مانند زيد و عمرو كه در انسانيّت باهم متّفقند و يا دو سفيدى و دو سياهى .
و اگر در ماهيّت باهم تغاير داشته باشند يا تغاير آنها به نحوى است كه ذاتا و نفسا باهم تنافى داشته بهطورى كه اجتماعشان در يك محلّ ممتنع است يا اينطور نيست .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 381
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨١