تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
اين وظيفه و تكليف در حقّ او غير مقدور و محال است . و امّا وجه عدم قدرت وى بر اطاعت اينست كه : بر مكلّف واجب است كه فعل را از زمانش تأخير نياندازد و اين مستلزم آنست كه وى به زمان مزبور عالم و آگاه باشد و با جهل به آن چگونه اين وجوب در حقّش تصوير مىگردد . و امّا جهت انتفاء لازم و مقصود از انتفاء لازم اينست كه وقت تأخير معيّن و مشخّص نيست زيرا در نفس امر اشعارى به اين مطلب شده و نه از خارج قرينه‌اى برآن قائم گشته است . قوله : انّه لو شرّع التّأخير : ضمير منصوبى در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد . قوله : لوجب ان يكون الى وقت معيّن : ضمير در « ان يكون » به تأخير راجع است . قوله : فلانّه لولاه لكان الى آخر ازمنة الامكان : ضمير در « فلانّه » به معناى « شأن » بوده و ضمير در « لولاه » به وقت معيّن راجع است و ضمير مستتر در « كان » به تأخير بازميگردد . قوله : و لا يستقيم لانّه غير معلوم : ضمير در « لا يستقيم » و در « لانّه » به آخر ازمنه امكان راجع است . قوله : و الجهل به يستلزم التّكليف بالمحال : ضمير در « به » به آخر ازمنه امكان راجع است . قوله : اذ يجب على المكلّف حينئذ ان لا يؤخّر الفعل عن وقته : مقصود از « حينئذ » حين جواز التّأخير الى آخر ازمنة الامكان بوده و ضمير در « وقته » به فعل راجع است . قوله : مع انّه لا يعلم ذلك الوقت الّذى كلّف الخ : ضمير در « انّه » به مكلّف راجع است . قوله : عن التّأخير عنه : ضمير در « عنه » به « وقت الفعل » راجع است .