شود : افعل ابد « هميشه بجاى بياور » .
و گروهى ديگر رأى ما را قبول نكرده و آن را براى مرّه و وحدت قرار دادهاند بدون زيادى برآن و پارهاى ديگر در آن توقّف كرده و ندانستهاند آيا مفاد صيغه امر از نظر مرّه و تكرار كدام مىباشد .
تفصيل
در اين مبحث سخن از اينست كه آيا صيغه « افعل » به تنهائى و بدون انضمام به قرينه مدلولش يكبار انجام دادن است مثلا مولى وقتى به بندهاش امر نمود كه فلان كار را انجام بده و از آن به صيغه « افعل » تعبير كرد اگر بنده يكبار فعل مورد امر را بجاى آورد امتثال كرده و اطاعت مولى را نموده و بدين ترتيب خشنودى و رضايت وى را فراهم ساخته است يا آنكه مدلول صيغه امر انجام فعل بطور مكرّر و متعدّد مىباشد فلذا در مثال فوق بنده موظّف است آن را مكرّر انجام بدهد .
بين اصوليّون در اين مسئله اختلاف بوده و آرائى كه ذكر شد بينشان پديد آمده است .
مرحوم مصنّف مىفرماين :
از نظر ما حقّ اينست كه صيغه « افعل » بدون قرينه بر هيچيك از « مرّه » و « تكرار » دلالتى ندارد بلكه مدلول آن صرفا طلب فعل و ايجاد ماهيّت آن مىباشد ، بنابراين مولى وقتى به بندهاش مىگويد : اسقنى معناى آن اينست كه آب دادن را در خارج ايجاد كن بدون اينكه دلالتى بر يكبار يا بيش از آن داشته باشد .
قوله : بمجرّدها لا اشعار فيها بوحدة و لا تكرار : ضميرهاى مؤنّث به صيغه « افعل » راجع است .
قوله : و انّما تدلّ على طلب الماهيّة : ضمير مستتر در « تدلّ » به صيغه