تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
اين لفظ بوده كه بدون قرينه هرگز ذهن به آن منتقل نمىشود و آنچه از لغت « مخالفت » بدون قرينه به ذهن تبادر مىكند ترك امتثال و نياوردن مأمور به مىباشد و با اين معناى ظاهر و منصرف اليه مدّعاى ما ثابت شده و دليل اعم از آن نمىباشد . و در تتميم استدلال مىگوييم : چون كلمه « مخالفت » با « عن » جارّه در آيه متعدّى شده اين خود قرينه است بر اينكه لفظ مزبور به معناى « اعراض » مىباشد چه آنكه اين معنا با « عن » متعدّى مىگردد . قوله : هذا الاستدلال مبنى الخ : مقصود از « هذا الاستدلال » استدلال به آيه براى اثبات دلالت امر بر وجوب مىباشد . قوله : بل المراد بها : ضمير در « بها » به مخالفت راجع است . قوله : حمله على ما يخالفه : ضميرهاى « حمله » و « يخالفه » به امر راجعست . قوله : بان يكون للوجوب او النّدب فيحمل على غيره : ضمير در « يكون » و « يحمل » بامر راجع بوده و در « غيره » به وجوب بازميگردد . قوله : و الاتيان بالمأمور به : كلمه « الاتيان » معطوف است بر « امتثال » و تقدير كلام چنين است و ترك الاتيان بالمأمور به . قوله : و امّا المعنى الّذى ذكرتموه : يعنى حمل امر بر خلاف معناى مراد از آن . قوله : عند اطلاق اللّفظ : يعنى لفظ مخالفت . قوله : فلا يصار اليه الّا بدليل : كلمه « لا يصار » در اينجا يعنى اقبال و تمايلى به آن نيست و مقصود از « دليل » قرينه مىباشد . قوله : و كانّها فى الآية اعتبرت متضمّنة : ضمير در « كانّها » به مخالفت راجع است .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 229 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى