و اين تقدير را ازاينرو تجويز نموديم كه فرموده حقتعالى يعنى :
« يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ »
و
« مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ »
هركدام با محذوف مقارن و قرينه برآن مىباشد پس برآن دلالت دارند چنانچه در قول شاعر كه گفته :
نحن بما عندنا و انت بما عندك . . . راض و رأى مختلف چنين مىباشد .
و تقدير چنين مىباشد : نحن بما عند راضون .
يعنى ما به آنچه نزدمان بوده راضى و تو نيز به آنچه نزدت هست خشنود بوده و حال آنكه رأيمان با يكديگر مختلف مىباشد .
بنابراين لفظ در هربار تكرار شده و از هركدام معنائى اراده شده است چه آنكه مقدّر در حكم مذكور مىباشد پس مىتوان از مقدّر معنائى اراده نمود مغاير با معناى لفظ مذكور و اين امر باتّفاق همه ادباء جايز است .
تفصيل
حاصل جواب دوّم آنست كه :
دو آيه مذكور از مورد بحث خارجند زيرا كلام ما در جائى است كه لفظ مشترك در استعمال واحد در اكثر از يك معنا استعمال شده باشد و اين دو آيه اينطور نمىباشند چون لفظ مكرّر شده و از هركدام معنائى مغاير با معناى لفظ ديگر اراده شده اگرچه تكرار لفظ به اين نحو بوده كه يكى مذكور و ديگرى مقدّر باشد فلذا در آيه اوّل فعل مقدّر بوده و در آيه دوّم خبر در تقدير است و الفاظ مذكور در دو آيه قرينه بر محذوف هستند .
قوله : و ثانيها : يعنى ثان الوجوه .
قوله : كانّه قيل : ضمير در « كانّه » به معناى « شأن » است .
قوله : مقارن له : مقصود از « مقارن » قرينه بوده و ضمير در « له » به محذوف راجع است .