تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
تثنيه و جمع را نمىتوان مطلقا دالّ بر معانى متعدّد قرار داد بلكه بايد بمفرد آنها نگريست ، اگر مفردشان بر يك معنا فقط دلالت كند آنها بر متعدّد از همان يك معنا دالّ مىباشند و درصورتىكه مفرد بر معانى متعدّد و متكثّر دالّ بود اين دو نيز بر متعدّد از همان معانى دلالت مىنمايند و چنانچه قبلا اشاره شد در تثنيه و جمع معتبر است كه آحاد و مفردات از حيث لفظ و معنا باهم موافق باشند و مجرّد اتّحاد در لفظ كافى نيست . قوله : فجاز تعدّد مدلوليهما : كلمه « جاز » يعنى ممكنست و ضمير در « مدلوليهما » به تثنيه و جمع راجعست . قوله : و اجيب عنه : ضمير در « عنه » به احتجاج راجع است . قوله : فان افاد المفرد التّعدّد : يعنى مفرد مثل « عين » اگر داراى يك معنا همچون طلا باشد تثنيه‌اش نيز بر همين يك معنا دلالت مىكند منتهى بر دو فرد از اين معنا و اگر مفرد دو معنا داشت مثلا عين به معناى طلا و نقره بود تثنيه نيز بر همين دو معنا دلالت مىكند منتهى بر دو فرد از هريك و بدين ترتيب معناى عينان دو طلا و دو نقره مىشود . قوله : افاداه : ضمير فاعلى به تثنيه و جمع راجع بوده و ضمير مفعولى به تعدّد عود مىكند . قوله : و الّا فلا : يعنى و اگر مفرد بر متعدّد دلالت نداشته باشد تثنيه و جمع نيز مفيد تعدّد نيستند اگرچه بر دو يا سه فرد دلالت كنند ولى اين تعدّد ، تعدّد از حيث معنا نبوده بلكه از قبيل تعدّد و تكثّر در مصداق و فرد مىباشد . متن : و فيه نظر ، يعلم ممّا قلناه فى حجّة ما اخترناه . و الحقّ ان يقال : انّ هذا الدّليل انّما يقتضى نفى كون الاستعمال المذكور بالنّسبة الى المفرد حقيقة و امّا نفى صحّته مجازا حيث توجد العلاقة المجوّزة له فلا .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 177 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى