موانع شرعى از حكم به تحريم قرار داد .
قوله : و لم يتحقّق فى المعلوم الاجمالى : ضمير فاعلى در « لم يتحقّق » به معرفة الحرام بشخصه راجع است .
قوله : لانّ قوله عليه السّلام بعينه تأكيد للضمير الخ :
مؤلّف گويد :
معنايى را كه مرحوم مصنّف براى حديث ذكر نمودهاند بر خلاف ظاهر است چه آنكه ظاهرا ضمير در « بعينه » به حرام راجع مىباشد و طبق آن معنا چنين است :
تمام اشياء حلال و مباح بوده تا وقتى كه حرام بطور معيّن و مشخّص معلوم گردد و در غير اين صورت حكم به حلّيت منقطع نمىشود .
و اين همان معنايى است كه مستشكل بيان نمود .
مقاله مرحوم محقّق بارفروشى
مرحوم بارفروشى نيز در مقام انتقاد به فرموده مصنّف ميفرمايد :
دلالت روايات بر معنايى كه قائل ذكر كرده ظاهر و روشن بوده و مطابق با مقتضاى وجدان است بلكه بايد گفت آنچه را كه مرحوم مصنّف بيان داشته از انظار صاحبان فهم بدور است چنانچه برخى از اعلام نيز در اين مقاله با ما موافق هستند و دليل ما بر اينكلام آنست كه : على الظاهر ضمير در « بعينه » به حرام راجع است چه آنكه هم به آن نزديك بوده و هم سياق كلام دلالت بر آن دارد بنابراين مفاد اين روايات آنست كه :
حتّى تعرف الحرام منه به عين الحرام و شخصه يعنى حلّيت براى هرمشتبهى ثابت بوده تا وقتى كه به حرام بطور معيّن و مشخّص علم حاصل شود و پس از حصول چنين علمى آثار حرام را بايد بر معلوم ترتيب داد .
و اساسا ارجاع ضمير به « الشيئ » بسيار بعيد بوده و در نهايت ركاكت مىباشد در