باشد چه آنكه غايت حلّيت حصول علم است بدون اينكه تشخص و تعيّن معلوم در آن دخالتى داشته باشد مثلا وقتى مىگويند : رأيت زيدا بعينه .
مقصود اين نيست كه غير زيد ديده نشده و شخص مرئى زيد مىباشد بلكه مراد و منظور آنست كه مخاطب توهم نكند كه رؤيت از متكلم صادر نشده بلكه متكلّم با آوردن كلمه « بعينه » اينطور مىفهماند كه حتما رؤيت در خارج تحقق پيدا كرده است پس لفظ مزبور يعنى « بعينه » به منظور تحقيق رؤيت و تأكيد آن آورده شده است عينا در حديث نيز مىگوييم كلمه « بعينه » به قصد تأكيد مقام علم و اعتناء به آن اتيان گرديده است و طبق اين بيان معلوم بالاجمال نيز از مصاديق علم بوده و در موردش مىتوان مدّعى شد كه بطور حتم و قطع علم تحقّق يافته در نتيجه اگر به حرمت احد الشيئين علم پيدا نموديم چون غايت محقق شده ديگر جاى حكم به حلّيت و اباحه نبوده بلكه اجتناب از اطراف علم واجب و لازم مىباشد ، بنابراين حديث مذكور و نظائر آن براى مانعيّت صالح نيستند .
و امّا نسبت باخبارى كه معناى سابق الذّكر در آنها قابل قبول است بايد بگوييم :
فرموده امام عليه السّلام كه مىفرماين :
كلّ شيئ فيه حلال و حرام فهو لك حلال حتّى تعرف الحرام منه بعينه .
انصافا ظاهر است در همان معنايى كه مستشكل ايراد نمود چه آنكه كلمه « بعينه » در اين حديث و اشباه آن براى تأكيد شيى معلوم يعنى حرام آورده شده و بدين ترتيب معنا چنين است : تمام اشيائيكه داراى دو صنف حلال و حرام هستند براى شما حلال بوده تا زمانى كه حرام آنها بطور معيّن و مشخّص معلوم گردد و در غير اين صورت حكم به حلّيت باقى است اگرچه حرام اجمالا معلوم باشد چه آنكه معلوم بالاجمال را نمىتوان معلوم بعينه دانست زيرا به شيئى عنوان « معلوم بعينه » صادق است كه بتوان آن را مورد اشاره حسّيّه قرار داد و گفت : هذا حرام .
و پرواضح است كه در مورد علم اجمالى به حرام چنين اشارهاى ممكن نيست لاجرم حكم به حرمت نمىتوان نمود و بدين ترتيب چنين حديثى را ممكنست در عداد
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 31
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١