شيخ الطّائفه عليه الرحمه در استبصار و مبسوط منتهى ايشان از مورد روايت يعنى خون تعدّى نموده و ساير نجاسات را به آن ملحق فرموده است .
البته از مرحوم سبزوارى در ذخيره نيز حكايت شده كه ايشان نيز به رأى شيخ قدّس سرّه متمايل بوده است .
به هرصورت روايت مذكور با رأى مشهور علماء مخالف بوده مضافا به ادلّه نجاست آب قليل كه آنها نيز با اين روايت معارض هستند و همچنين معارضات ديگرى با اين روايت وجود دارند از جمله :
قاعده تنجيس هرنجسى نسبت به ملاقى آن .
و همچنين خصوص موثقه عمار كه در آن آمده است .
كل شيى من الطّير يتوضاء بما يشرب منه الّا ان ترى فى منقاره دما فان رأيت فى منقاره دما فلا تتوضّاء منه و لا تشرب .
و صحيحه على بن جعفر از برادر بزرگوارش موسى الكاظم عليهما السّلام :
قال : سئلته عن رجل رعف و هو يتوضاء فقطر قطرة فى انائه هل يصحّ الوضوء منه ؟
فقال عليه السّلام : لا .
بنابراين بملاحظه جميع اين امور ناچاريم از اينكه روايت مذكور را تأويل برده و بر معنايى حمل كنيم كه با قاعده يادشده منافات پيدا نكند .
و مقصود مشهور از حمل مزبور اينستكه در روايت تصريح نشده باينكه خون با آب درون ظرف اصابت كرده است بلكه ظاهر روايت اصابت خون با ظرف مىباشد و اين تعبير مستلزم آن نيست كه خون با آب ملاقات كرده باشد بلكه اعم از آن بوده و عام بر خاص دلالت ندارد .
متن :
و ما ذكرناه واضح لمن تدبّر الّا انّ الانصاف انّ تشخيص موارد الابتلاء لكلّ من المشتبهين و عدم الابتلاء الّا بواحد معيّن منهما كثيرا ما يخفى .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 173
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٣