تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
حيوان تذكيه‌شده بردن نام اقدس الهى معتبر و شرط است چنانچه از روايات و اخبار قطع اوداج اربعه و ذبح حيوان به طرف قبله و اينكه آلت ذبح بايد حديد يا شيئى شبيه به آن باشد استفاده مىگردد كه تمام اين امور ، وجودى بوده و اجتماعا در حصول تذكيه دخيل و معتبر مىباشند بطورى كه اگر يكى از آنها مفقود بوده باينمعنا كه در خارج ثابت نباشد و لو بكمك اصل حيوان محكوم به عدم تذكيه بوده و مباح نمىباشد .

اشكال دوّم

اينكه گفته شد موضوع نجاست و حرمت ميته است نه غير مذكّى به نظر كلام صحيحى نمىآيد زيرا ميته همان غير مذكّى بوده و تغايرى با هم در واقع ندارند چنانچه تصريح بسيارى از فقهاء در كتب فقهى شاهد بر اين مدّعا مىباشد و دليل متين و محكمى كه ما بر اين ادّعاء داريم آنست كه : ميته دائره معنايش اوسع از آنچه هست كه اين مستدلّ گمان نموده زيرا معناى آن خصوص حيوانى كه مرده باشد نيست بلكه هرخروج روحى كه شرطى از شروط معتبره در تذكيه را فاقد باشد موجب ميته بودن حيوان است پس مىتوان گفت : تقابل بين تذكيه و موت از قبيل تقابل بين ملكه و عدم ملكه مىباشد باينمعنا كه موت عبارت است از عدم تذكيه در حيوانى كه شأنش اينستكه تذكيه گردد لاجرم وقتى تذكيه منتفى گرديد و لو بكمك اصل موت يعنى ميته بودن حيوان ثابت مىشود زيرا بين عدم تذكيه و موت واسطه‌اى وجود ندارد . البتّه يبش از اين سخن راندن و كلام را به درازا كشاندن محلّش فقه و كتب فقهيه بوده و در اينجا به همين مقدار كافيست . قوله : فيحرم مع عدمه : ضمير در « يحرم » به تصرّف و در « عدمه » به سبب عود مىكند . قوله : و لو بالاصل : يعنى اگرچه عدم و فقدان سبب را با اصل احراز و اثبات كنيم و مقصود از « اصل » اصل عدمى است . قوله : محمولة فى الادلّة على ملك الغير : چنانچه در برخى از اخبار تصريح به آن نيز