آنقدر نافله بخواند كه از فرط كثرت نداند چه مقدار خوانده .
موجّه و مقرّر پس از نقل اين روايت فرموده :
اگرچه امام عليه السّلام اين طريق را جهت تحصيل علم به برائت در نوافل فائته بيان فرمودند ولى طريق مذكور هيچ اختصاصى به نافله نداشته بلكه در مطلق فوائت نافذ مىباشد پس در مسئله مورد بحث شخص براى تحصيل علم يا ظنّ به برائت بايد باحتمال اكثر اعتناء نموده و بآوردنش مبادرت ورزد زيرا وقتى حكم در نافله اجراء احتياط بود در فريضه بطريق اولى حكم بايد چنين باشد .
قوله : فلانّه لو تمّ ذلك : ضمير در « لانّه » به معناى « شأن » بوده و مشار اليه « ذلك » توجيه مذكور مىباشد .
قوله : يلتزمون بذلك : مشار اليه « ذلك » جريان توجيه در قضاء فوائت ابوين مىباشد .
قوله : لجهله بما فاته : ضمير در « لجهله » به ميّت راجع است .
قوله : او يظنّ معه البرائة : ضمير در « معه » به مقدار معيّن عود مىكند .
قوله : لوجوبه ظاهرا على الميّت : ضمير در « لوجوبه » به مقدار معيّن برمىگردد .
قوله : بخلاف ما لم يعلم بوجوبه عليه : ضمير فاعلى در « لم يعلم » به ولىّ ميت راجع بوده و در « عليه » به ميّت برمىگردد .
قوله : بالنّص الوارد الخ : نصّ مشار اليه عبارتست از صحيحه عبد اللّه بن سنان از مولانا الصّاد عليه السّلام :
قال : قلت له : اخبرنى عن رجل عليه من صلوة النوافل ما لا يدرى ما هو من كثرتها كيف يصنع ؟
قال : فليصل حتّى لا يدرى كم صلّى من كثرتها ، فيكون قد قضى به قدر ما عليه من ذلك .
وجه اضعف بودن استدلال به نصّ مذكور
مرحوم محقّق بارفروشى مىفرماين :