قوله : يحتمل عدمه : يعنى عدم الوجوب .
قوله : الاكتفاء بما يحسن : يعنى اكتفاء كند به آنچه مىداند .
قوله : و الاوّل اقوى : مقصود از « الاوّل » احتمال وجوب ايتمام مىباشد .
قوله : لانّه يقوم مقام القرائة : ضمير در « لانّه » به ايتمام عود مىكند .
قوله : اختيارا : مقصود از حالت اختيار زمانى است كه مكلّف قرائت نماز را بلد بوده و بر اتيان صحيح آن قادر باشد .
قوله : فيتعيّن عند الضّرورة : ضمير در « يتعيّن » به ايتمام راجع بوده و مراد از « ضرورت » زمانى است كه مكلّف بر خواندن قرائت صحيح قادر نبوده و از تعلّم آن نيز عاجز باشد .
قوله : و يحتمل العدم : يعنى عدم وجوب ايتمام .
قوله : ثمّ انّ الكلام فى الشك فى الوجوب الكفائى : مقصود مرحوم مصنّف اينستكه : آنچه ذكر نموديم در واجب كفائى نيز جارى است مثل اينكه مصلّى و نمازگذار شك كند در اينكه مقصود سلامكننده از سلامش به جماعتى كه وى از جمله ايشان است جماعت بوده يا غير ايشان مىباشد و طلب حتمى از شارع مقدّس كه دلالت بر وجوب ردّ سلام دارد تابع مقصود سلامكننده است لذا اگر شك در تعلّق گرفتن قصد وى به جماعت باشد وجوب ردّ سلام نسبت به افراد جماعت كفائى است و هريك از ايشان در تحت فرموده حقتعالى يعنى « فاذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها » درآمده لاجرم هيچيك از افراد نمىتوانند اصالة البرائه از وجوب كفائى جارى كنند .
بلى ، اگر وجوب در حق فردى از افراد بالعرض متعيّن گردد اجراء اصل عدم وجوب و اصل عدم نسبت به لازم وضعى آن صحيح مىباشد .
و اگر شك در تعلّقق گرفتن قصد سلامكننده به غير جماعت باشد وجوب ردّ سلام نسبت به ساير افراد كفائى بوده در نتيجه جواب مصلّى مباحى است كه مسقط واجب از عهده ديگران است حال اگر وى در مطلوب بودن اين سلام شك كرد اصالة عدم الطلب جارى مىشود .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 621
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٢١