حضور مأموم به جماعت متعيّن و واجبست چه آنكه هربدل اختيارى در وقت تعذّر پيدا كردن مبدل ، واجب عينى مىگردد و شرح آن در اصول مقرّر است .
ولى ممكنست بگوئيم در عين حال حضور به جماعت براى عاجز تعيّن و وجوب ندارد زيرا قرائت امام جماعت مسقط وجوب قرائت از مأموم بوده و فرض اينستكه تعذّر نيز مسقط اين وجوب از امّى عاجز مىباشد و وقتى احد المسقطين وجوب يعنى عجز در خارج تحقّق يافت توسّل به مسقط ديگر يعنى جماعت واجب نيست زيرا بحسب فرض هركدام از ايندو سبب تامّ براى سقوط وجوب از امّى عاجز بوده بدون اينكه احدهما بر ديگرى ترجيحى داشته باشد .
و خلاصه كلام آنكه منشاء اين دو احتمال ( وجوب ايتمام و عدم وجوبش ) آنست كه قرائت امام بدل از قرائت مأموم است يا مسقط وجوب قرائت از وى مىباشد ، اگر بدل باشد قطعا حضور امّى عاجز به جماعت واجب بوده و در صورتى كه آن را مسقط بدانيم حضور او به جماعت واجب نيست .
پايان كلام مرحوم فخر المحقّقين
مرحوم مصنّف مىفرماين :
مسئله مزبور نياز به تأمّل و دقّت دارد .
پس از آن مىفرماين :
اگر مشكوك وجوب كفائى بود مثل اينكه شخصى بر جماعتى سلام كرد كه نمازگذار نيز از جمله ايشان مىباشد حال شك داريم كه ردّ سلام بر نمازگذار واجب است يا واجب نيست .
حكم اينمسئله از آنچه تا باينجا بيان كرديم معلوم و ظاهر مىشود .
شرح مقصود
قوله : فى الايضاح : ايضاح الفوائد شرح بر قواعد مرحوم علّامه است .
قوله : على الامّى العاجز : مقصود از « امّى » جاهل و از « عاجز » ناتوان از تعلّم مىباشد .
قوله : وجه القرب تمكّنه الخ : كلام مرحوم فخر مىباشد .