ترتّب اجرى كه معادل است با ده برابر عمل خيرى كه بنده انجام داده و پس از توجّه و التفات عقل به مضمون آيه حكم قطعى و امر ارشادى مىكند باتيان آن و احراز ثواب مضاعف و از آيه مذكور بيش از امر ارشادى به تحصيل اين ثواب استفاده نمىشود پس امرى كه از آيه كشف مىشود مانند امر صادر از عقل ارشادى محض است .
قوله : نّه كان ينبغى : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : من الثواب على نيّة الخير : زيرا هريك از ايندو انقياد و اطاعت حكميّه مىباشند .
متن :
ثمّ انّ الثمرة بين ما ذكرنا و بين الاستحباب الشّرعى يظهر فى ترتّب الآثار المترتّبة على المستحبّاب الشّرعيّة مثل ارتفاع الحدث المترتّب على الوضوء المأمور به شرعا ، فانّ مجرّد ورود خبر غير معتبر بالامر به لا يوجب الّا استحقاق الثواب عليه و لا يترتّب عليه رفع الحدث فتأمّل .
و كذا الحكم به استحباب غسل المسترسل من اللحية فى الوضوء من باب مجرّد الاحتياط لا يسوّع جواز المسح ببلله ، بل يحتم قويّا ان يمنع من المسح مثلا و ان قلنا بصيرورته مستحبّا شرعيّا فافهم .
ترجمه :
ثمره بين امر ارشادى و استحباب شرعى
سپس مرحوم مصنّف مىفرماين :
ثمره بين آنچه ما ذكر نموده و گفتيم از اخبار من بلغ امر ارشادى استفاده مىشود و بين استحباب شرعى در ترتّب آثار مترتّب بر مستحبات شرعى ظاهر مىشود نظير ارتفاع حدث كه بر وضوء و مأمور به شرعى بارمىگردد چه آنكه صرف ورود خبر غير معتبر كه مشتمل بر امر به وضوء است موجب امرى غير از استحقاق ثواب بر آن نشده و ابدا رفع حدث بر چنين وضوئى مترتّب نمىگردد .
و همچنين حكم به استحباب شستن قسمت مسترسل از محاسن در وضوء از باب احتياط مجوّز آن نيست كه با رطوبتش بتوان مسح كشيد بلكه باحتمال قوى چنين