حكم مزبور ناشى از تفضّل حقتعالى بر عامل و فاعل مىباشد يعنى خداوند سبحان اينمبلغ از ثواب را از باب تفضّل و عنايتش به بنده اعطاء كرده نه آنكه وى بواسطه انجام فعل يادشده مستحقّ ثواب باشد بلكه اساسا آنچه خداوند در قبال انجام فعل عبد بداعى احتمال امر بوى اعطاء مىفرمايد ثواب نبوده و تسميهاش به اين نام مورد مناقشه و خدشه مىباشد و بهرصورت ثواب مزبور چنانچه گفته شد نه بخاطر استحقاق بنده بوده بلكه تفضّلا و عنايتا مىباشد و بدون ترديد چنين اجر و ثوابى كاشف از وجود امر شرعى نمىباشد پس طبق اين احتمال اخبار من بلغ نظير آيه شريفه « من جاء بالحسنة فله عشر امثالها » مىباشند و همانطورى كه اين آيه شريفه ملزوم امر ارشادى است كه عقل بواسطهاش به ثواب مضاعف حكم مىكند اخبار من بلغ نيز چنين مىباشند .
قوله : خصوص الثواب البالغ : مقصود ثوابى است كه در خبر ضعيف وارد شده .
قوله : كما هو ظاهر بعضها : مثل فرموده امام عليه السّلام :
كان له ذلك و ان كان النّبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لم يقله .
و نيز مانند : كان له من الثواب ما بلغه .
قوله : فهو و ان كان مغايرا الخ : ضمير « هو » به ثبوت خصوص الثواب البالغ راجع است .
مرحوم تنكابنى در حاشيه مىفرماين :
علّت مغاير بودن اخبار من بلغ با حكم عقل در اين فرض آنست كه :
عقل به استحقاق ثواب مسموع حكم نكرده بلكه اصل ثواب را ثابت مىداند لذا به اين لحاظ اخبار مزبور مؤكّد حكم عقل نيستند بلكه از آنها حكم جديد استفاده مىشود ولى در عين حال اين فرض از يك جهت با فرض سابق مشترك است و آن اينستكه در هردو فرض ترتّب ثواب مسموع بر فعل كاشف از امر ارشادى كه متعلّق به اطاعت حكميّه است مىباشد زيرا امرى كه به اطاعت تعلّق مىگيرد اعمّ از آنكه اطاعت حكميّه بوده يا حقيقيّه باشد صرفا ارشادى است .
قوله : و هو ايضا ليس لازما لامر شرعى : ضمير « هو » به اخبار عن تفضّل اللّه راجع است .
قوله : بل هو نظير قوله تعالى من جاء بالحسنة الخ : يعنى آيه شريفه دلالت دارد بر
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 607
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٠٧