تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
قوله : يستدلّ به استدلالا انّيا : ضمير در « به » به ثواب راجع است . قوله : و مثل ذلك الخ : مشار اليه « ذلك » الاستفادة هناك باعتبار انّ الخ مىباشد . قوله : فهو لازم لنفس عمله : يعنى فعل بعنوان رجاء و احتياط كه محقّق انقياد مىباشد . قوله : فلا يدلّ على طلب شرعى آخر : ضمير در « لا يدلّ » به ثواب بر اطاعت حكميّه راجع است و مقصود از « طلب شرعى آخر » طلب شرعى مولوى مىباشد كه در اينمورد وجود آن امكان‌پذير نيست زيرا امرى كه به اطاعت حكميّه تعلّق گرفته همچون « اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول » ارشادى است و خلاصه مراد مرحوم مصنّف در اينجا اينستكه : ثواب موعود در اخبار « من بلغ » اگر همان ثوابى باشد كه لازمه عملى بوده كه متفرّع بر سماع است بايد بگوئيم بدون ترديد اين اخبار كاشف از طلب شرعى مولوى نخواهند بود . و اگر ثواب مزبور ثواب خاصّى باشد كه در خبر ضعيف بسمع ما رسيده و داعى بر انجام فعل گرديده البتّه اگرچه با حكم عقل به استحقاق مدح و ثواب مخالف است ولى در عين حال نمىتوان آن را لازمه طلب شرعى مولوى قرار داد و ابدا ممكن نيست آن را كاشف از امر شارع و طلب او بدانيم .

اشكال مرحوم محقّق بارفروشى

مرحوم محقّق بارفروشى در شرح كبير مىفرمايد : قبلا گذشت كه اگر اخبار من بلغ مفيد ترتّب ثواب بر فعل از باب استحقاق باشند صحيح است كه از آنها طلب شرعى را كشف نمود زيرا ثواب لازمه آن بوده در نتيجه انجام فعل از مصاديق اطاعت حقيقيّه محسوب مىشود بخلاف آن جائى كه ثواب از باب تفضّل باشد چه آنكه طبق اين تقدير سياق اخبار من بلغ از قبيل سياق فرموده حقتعالى « من جاء بالحسنة فله عشر امثالها » مىباشد چه آنكه اين آيه شريفه دلالت دارد بر ترتّب جزاء ( فله عشر امثالها ) بر شرط ( جاء بالحسنه ) در صورتى كه