همين آيه مذكور در اينجا تمسّك فرموده و اظهار نمودند كه قبل از آنكه حقتعالى خودش را تعريف نمايد و در اين امر بيانى صادر نمايد مردم مكلّف به معرفت نيستند زيرا خود در قرآن عزيز مىفرمايد :
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها .
شاهد در اينست كه حضرت عليه السّلام « آتاها » را به معناى اعلام گرفتند و اين خود قرينه است كه مراد از « ماء موصول » بنابراين حكم و تكليف بوده و بدين ترتيب استدلال به آيه جهت نفى تكليف در شبهات حكميّهاى كه منشا آن عدم نصّ و فقدان دليل است تمام و صحيح مىباشد ولى سپس در مقام تضعيف اين بيان برآمده و مىفرماين :
روايت مزبور كارگشا براى مطلب ما در اينجا نبوده و به واسطهاش نمىتوان استدلال مجتهدين را موجّه ساخت زيرا مورد آن معرفت به پروردگار بوده كه آن امرى است بدون تعريف خود حقتعالى غير مقدور ازاينرو تكليف به آن پيش از اعلام و اخبار از قبيل تكليف به امر غير مقدور مىباشد ازاينرو اگر « آتاها » به معناى « اعلام » نيز نباشد تكليف به معرفت قبل از تعريف ممكن نيست ازاينرو لفظ « آتاها » را اگر به معناى « اقدار » نيز بدانيم استدلال امام عليه السّلام براى نفى تكليف به معرفت قبل از تعريف صحيح و تمام بوده و غرض حضرتش عليه السّلام حاصل مىباشد پس شايد حديث را بتوان مؤيّد قرار داد كه معنا و مفاد آيه نفى تكليف بر او غير مقدور است نه نفى تكليف قبل از اعلام و بيان مىباشد تا به قرينه آن استدلال به آيه جهت مورد بحث تمام و صحيح باشد .
مقاله مرحوم محقّق بارفروشى
مرحوم محقّق بارفروشى در مقام انتقاد بمصنّف ( ره ) مىفرمايد :
مخفى نماند كه مقصود از « معرفت » در حديث شريف معرفت به امام عليه السّلام است نه معرفت به حقتعالى و آنچه نياز به بيان و اعلام دارد معرفت به نفس شريف امام عليه السّلام است پس معناى آيه شريفه به مقتضاى استشهاد امام عليه السّلام در اين حديث چنين مىشود :