و الاحباط ، فيؤمر به الى النّار و يحرم مرافقة الابرار !
هيهات ، هيهات ان يكون اهل التّسامح و التّساهل فى الدّين فى الجنّة مخلّدين و اهل الاحتياط فى النّار معذّبين انتهى كلامه .
ترجمه :
تنبيه ششم
از برخى اخبارىها كلامى در اين مقام حكايت شده كه ايرادش خالى از فايده نمىباشد و آن اينست كه وى گفته است :
اگر بندهاى از بندگان حقتعالى در محضر حضرتش بايستد پس بوى گفته شود در احكام شرعيّه بچه عمل مىنمودى ؟
پس وى بگويد : بفرموده معصوم عمل كرده و دنبالهرو ايشان بودم و آنچه معلوم و قطعى بود اطاعت و امتثال كرده و اگر شيئى براى من مشتبه مىشد به احتياط روى مىآوردم .
آيا كسى تجويز مىكند كه قدم اين بنده از صراط بلغزد و مواجه با اهانت و توهين و حبط عمل واقع شود ، پس به او امر شود به دوزخ رود و از مرافقت و مصاحبت نيكان محروم شود ! ! !
هرگز چنين نبوده ، هرگز چنين نبوده ، چطور ممكنست اهل تسامح و تساهل و كسانى كه در امر دين سهلانگار و بىبندوبار بوده در بهشت عنبرسرشت مخلّد و جاويدان بمانند و اهل احتياط در آتش سوزان دوزخ معذّب واقع شوند تمام شد كلام اين اخبارى .
قوله : و هو انّه الخ : ضمير « هو » به كلام محكىّ راجع است .
قوله : فيؤمر به الى النّار : ضمير در « به » به « هذا العبد » راجع است .
متن : اقول
لا يخفى على العوام فضلا عن غيرهم انّ احدا لا يقول بحرمة الاحتياط و لا ينكر حسنه و انّه سبيل النّجاة .