شاكّ بحكمى كه مقتضاى عقلش هست رجوع نموده و به همان عمل مىكند لذا اگر ملتفت قبح عقاب بلا بيان باشد هيچ بأس و اشكالى بر او نيست كه مشتبه را مرتكب شود و اگر هم به آن التفات نداشته باشد و احتمال عقاب بدهد فطرتا ملتزم به ترك آن مىگردد و نيازى به فتوى بوجوب احتياط ندارد نظير كسى كه احتمال مىدهد در طريقى كه قصد پيمودنش را دارد سبع و درّندهاى مىباشد جبلّتا از آن راه نمىرود و طى آن طريق را ترك مىكند بدون اينكه در اين امر به فتواى كسى ملاحظه نمايد و بهر تقدير براى چنين كسى نه قول اخبارى بوجوب احتياط از باب دفع ضرر محتمل نافع است و نه قول اصولى كه مىگويد عقل در صورت اشتباه ارتكاب را تجويز نموده و از آن نفى بأس مىنمايد .
و خلاصه كلام آنكه :
اهل اجتهاد بر عامل به احتياط هيچ انكار و قدحى ندارند منتهى بايد گفت :
فتوى دادن اخبارىها بوجوب احتياط همچون افتاء مجتهدين به برائت مىباشد و هيچيك از اين دو متيقّن الجواز نبوده و هرگز نمىتوان باور كرد كه مفاسد التزام به احتياط كمتر از مضارّ و مفاسد ارتكاب مشتبه و فتوى به برائت است .
در نتيجه بايد گفت :
آنچه اين اخبارى ذكر نموده و بلسان شديد انكار كرده هرگز به احدى متوجّه نشده و بيهوده خود را به رنج و مشقّت انداخته است و اللّه العالم و هو الحاكم .
قوله : و انّه سبيل النّجاة : ضمير در « انّه » به احتياط راجع است .
قوله : فلا اشكال فى انّه غير مطابق للاحتياط : ضمير در « انّه » به افتاء بوجوب احتياط راجع است .
قوله : لاحتمال حرمته : يعنى حرمت افتاء بوجوب احتياط .
قوله : فان ثبت وجوب الافتاء : يعنى افتاء عالم براى جاهل چه فتوى بوجوب احتياط و چه فتوى به برائت و جواز ارتكاب .
قوله : و حينئذ : يعنى و حين يكون الاحتياط فى ترك الفتوى .
قوله : و ان لم يلتفت اليه : يعنى الى قبح العقاب بلا بيان .
قوله : كان مجبولا : يعنى فطرت و جبلّت او وى را ملتزم به ترك مىكند .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 429
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢٩