يدلّ عليه بعض ما مضى و ما يأتى من الاخبار .
فالاستدلال موقوف على اثبات كبرى و هى انّ الاشراف على الوقوع فى الحرام و الهلاك من حيث لا يعلم محرّم من دون سبق علم به اصلا .
ترجمه :
مؤيّد دوّم
حضرت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر ارتكاب شبهه و وارد شدن در آن وقوع در محرّمات و هلاكت بدون التفات و توجّه به آن را مترتّب فرمودند .
و مقصود از شبهه خصوص فردى از افراد نبوده بلكه جنس مراد است بدليل آنكه حضرتش در مقام بيان آنچه مردّد بين حلال و حرام است مىباشند نه بيان تحذير از ارتكاب مجموع شبهات و پرواضح است كه اين مقصود تنها با اراده جنس اداء مىگردد .
مضافا به اينكه تحذير از ارتكاب مجموع با استشهاد امام عليه السّلام تنافى دارد .
و بهر تقدير وقتى پذيرفتيم مقصود از « الشّبهات » جنس شبهه مىباشد بديهى و روشن است كه ارتكاب جنس شبهه موجب وقوع در حرام و نيز سبب هلاكت بدون التفات نخواهد بود مگر از باب مجاز مشارفت چنانچه در برخى از كلمات گذشته و پارهاى از اخبار آينده برآن دلالت مىباشد .
پس در نتيجه بايد گفت :
استدلال به اين حديث شريف موقوف است بر اثبات كبرى يعنى « حرمت اشراف بر وقوع در حرام و ابتلاء به هلاكت بدون علم و التفات » كه آن هم بسى مشكل و دشوار است .
شرح مقصود
حاصل اين تأييد آنست كه :
مقصود از « الشّبهات » يكى از دو معناى ذيل مىباشد :
الف : كلّ فرد فرد من افراد الشّبهة يعنى بگوئيم حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مقام تحذير مكلّفين از ارتكاب جميع افراد شبهه هستند بهطورى كه