تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
كسى كه از شبهات اجتناب كند پس دينش را از معرض آلودگى تبرئه نموده و آن را از اين وادى دور ساخته است . شرح مقصود حاصل جوابى كه مرحوم مصنّف از روايات مذكوره مىدهند اينست كه : اخبار و احاديث مذكور بسه دسته تقسيم مىشوند : الف : اخبارى كه مضمون آنها اينست كه ارتكاب شبهات دخول در هلاكت مىباشد . ب : احاديثى كه در امور عمليّه اتكاء و اعتماد بر استنباطات عقلى ظنّى را تخطئه كرده و از آن نهى نموده يا چون مسئله از اعتقاديّات بوده نظير مبحث صفات اللّه و صفات رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و صفات امام عليه السّلام لاجرم از عمل به ظنّ نهى و زجر وارد شده است . ج : اخبار و رواياتى كه ظاهر آنها دلالت بر استحباب احتياط و رجحان توقّف مىكند . امّا جواب از دسته اوّل : اينست كه واضح و بديهى است فاعل و مرتكب شبهه صرفا كسى است كه در اعتمادش به آن هيچ عذرى نداشته زيرا بر مراجعه به امام عليه السّلام يا طرق منصوبه قادر بوده و بدين‌وسيله مىتوانسته جهل خود را ازاله نمايد ولى تقصير كرده و اقدام برآن ننموده و به واسطه ارتكاب شبهه خود را در هلاكت انداخته است و ترديدى نيست كه امر بايد چنين باشد ما نيز آن را انكار نداريم و به عبارت ديگر اين مورد از محلّ كلام خارج مىباشد چه آنكه صحبت در جائى است كه مكلّف پس از فحص و دست نيافتن به علم و طريق علمى به برائت تمسّك نموده است . و امّا جواب از اخبار دسته دوّم : اينست كه توقّف در اين موارد بسيار بجا بلكه واجب و قطعى است چه آنكه نسبت به امور عملى و احكام فرعى جاى اعمال استنباطات ظنّى عقلى نبوده بلكه فعل شخص مىبايد مستند به دليل نقلى يا حكم قطعى عقلى باشد و در صورت دست نيافتن به چنين ادلّه‌اى الزاما بر او واجب و لازم است چنانچه در مسائل