تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
عقل مستقلّ است به مباح بودن شيئى كه به مفسده داشتنش علم نداشته و طريقى جهت وصول به آن در جلو نداريم . و همين دو بزرگوار در مسئله عمل بخبر واحد تصريح كرده‌اند : هرگاه فرض نموديم كه بر حكم واقعه و حادثه‌اى دليل نداشته و دستمان از آن كوتاه است بايد در آن به حكم عقل مراجعه نمود . مؤلّف گويد : مقصود ايشان از رجوع به حكم عقل همان اباحه و برائت از حرمت مىباشد . قوله : ما لا طريق الى كونه مفسدة : منظور از اين عبارت اينست كه دليلى بر حرام بودنش قائم نشده است . قوله : انّه متى فرضنا الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » است . قوله : رجعنا فيها : ضمير در « فيها » به واقعه راجع است . متن : و امّا الشّيخ قدّس سرّه : فانّه و ان ذهب وفاقا لشيخه المفيد قدّس سرّه الى انّ الاصل فى الاشياء من طريق العقل الوقف ، الّا انّه صرّح فى العدّة بانّ حكم الاشياء من طريق العقل و ان كان هو الوقف ، لكنّه لا يمتنع ان يدلّ دليل سمعى على انّ الاشياء على الاباحة بعد ان كانت على الوقف بل عندنا الامر كذلك و اليه نذهب انتهى . ترجمه :

رأى مرحوم شيخ الطّائفه

و امّا شيخ طوسى قدّس سرّه : ايشان اگرچه به تبعيّت از استادشان مرحوم شيخ مفيد متمايل به اين شده‌اند كه از طريق عقل بايد گفت اصل در اشياء توقّف و عدم جواز ارتكاب مىباشد ولى درعين‌حال در كتاب عدّه تصريح نموده‌اند كه حكم اشياء اگرچه توقّف است ولى امتناعى ندارد كه دليل نقلى بر اباحه آنها قائم شده و پس از آنكه اصل اوّليّه در آنها وقف و عدم جواز ارتكاب است آنها را از اين اصل خارج نموده و ارتكابشان را مباح و جايز قرار دهد بلكه اين معنا صرف احتمال و امكان نيست چه آنكه امر نزد ما نيز همين‌طور بوده و به همين مسلك و عقيده ما نيز معتقد مىباشيم .