عقل مستقلّ است به مباح بودن شيئى كه به مفسده داشتنش علم نداشته و طريقى جهت وصول به آن در جلو نداريم .
و همين دو بزرگوار در مسئله عمل بخبر واحد تصريح كردهاند :
هرگاه فرض نموديم كه بر حكم واقعه و حادثهاى دليل نداشته و دستمان از آن كوتاه است بايد در آن به حكم عقل مراجعه نمود .
مؤلّف گويد :
مقصود ايشان از رجوع به حكم عقل همان اباحه و برائت از حرمت مىباشد .
قوله : ما لا طريق الى كونه مفسدة : منظور از اين عبارت اينست كه دليلى بر حرام بودنش قائم نشده است .
قوله : انّه متى فرضنا الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » است .
قوله : رجعنا فيها : ضمير در « فيها » به واقعه راجع است .
متن : و امّا الشّيخ قدّس سرّه :
فانّه و ان ذهب وفاقا لشيخه المفيد قدّس سرّه الى انّ الاصل فى الاشياء من طريق العقل الوقف ، الّا انّه صرّح فى العدّة بانّ حكم الاشياء من طريق العقل و ان كان هو الوقف ، لكنّه لا يمتنع ان يدلّ دليل سمعى على انّ الاشياء على الاباحة بعد ان كانت على الوقف بل عندنا الامر كذلك و اليه نذهب انتهى .
ترجمه :
رأى مرحوم شيخ الطّائفه
و امّا شيخ طوسى قدّس سرّه :
ايشان اگرچه به تبعيّت از استادشان مرحوم شيخ مفيد متمايل به اين شدهاند كه از طريق عقل بايد گفت اصل در اشياء توقّف و عدم جواز ارتكاب مىباشد ولى درعينحال در كتاب عدّه تصريح نمودهاند كه حكم اشياء اگرچه توقّف است ولى امتناعى ندارد كه دليل نقلى بر اباحه آنها قائم شده و پس از آنكه اصل اوّليّه در آنها وقف و عدم جواز ارتكاب است آنها را از اين اصل خارج نموده و ارتكابشان را مباح و جايز قرار دهد بلكه اين معنا صرف احتمال و امكان نيست چه آنكه امر نزد ما نيز همينطور بوده و به همين مسلك و عقيده ما نيز معتقد مىباشيم .