تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
مىفرمايد : اين كلام مقبول و پسنديده است كه حديث شريف حكم فرد مشتبه از كلّى را بيان مىكند كه انقسام آن به دو قسم حلال و حرام فعلى است نه آنكه احتمالا به يكى از آن دو متّصف شود ولى درعين‌حال مىتوان به اين حديث شريف بر مسلك اصوليّون به اين خبر شريف استدلال نمود و اباحه و برائت را در شبهه حكميّه اثبات نمود و تقريب استدلال چنين است مقصود از « شىء منقسم به حلال و حرام » كلّى است كه داراى اين دو فرد باشد و ما در قسم سوّمش مشكوك بوده كه آيا حكمش از نظر شرع انور آيا حلّيّت است يا حرمت همچون مطلق گوشت چه آنكه اين موضوع كلّى قسمى حلال داشته همچون گوشت گوسفند و قسمى از آن نيز حرام است نظير گوشت خوك و فرض مىكنيم در گوشت حمار شكّ باشد و منشا آن نيز عدم نصّ معتبر مىباشد حال طبق اين حديث شريف مىتوان گفت : حكم مطلق گوشت حلّيّت است حتّى افراد مشكوك آن تا وقتى كه به حرمت آن علم حاصل شود ازاين‌رو گوشت حمار نيز حلال است تا دليلى بر حرمتش قائم گردد . قوله : و منه يظهر : ضمير در « منه » به تقرير گذشته راجع است . قوله : انتصر بعض : گفته‌اند كه مقصود از « بعض » مرحوم فاضل نراقى در كتاب مناهج مىباشد . قوله : للمستدلّ : يعنى مرحوم فاضل تونى . قوله : فلا يشمل مثل شرب التّتن : اين عبارت مترتّب است بر « ظهور قضيّه در انقسام فعلى » ، و وجه عدم شمول اينست كه شرب توتون و امثال آن به دو قسم حلال و حرام منقسم نمىشوند تا اگر در قسم ثالثى از آن شكّ شود به نصّ حديث شريف بتوان حكم به حلّيّتش نمود . قوله : من ان نفرض الخ : كلمه « من » بيان است از « ما انتصر بعض » . قوله : شيئا له قسمان : ضمير در « له » به شىء راجع است . قوله : و اشتبه قسم ثالث منه : ضمير در « منه » به شىء راجع است . قوله : فانّه شىء فيه حلال الخ : ضمير در « فانّه » و « فيه » به لحم راجع است . قوله : تعرف حرمته : ضمير در « حرمته » به لحم حمار راجع است .